تبليغاتX
www.farda1.comازمجموعه وبلاگهای سایت - انزوا
موضوع : انزوا

برای یوهان،رفیق با مرام

(به برکت سرماخوردگی و حسرت داشتن یک پرستار دلسوز، سروده ام. به قول باباطاهر " درازی شب از بیمار واپرس ")

بیمار گشته ام، بدنم درد می کند.
آری تمام وقت، تنم درد می کند.
حالا که رفتی و ز تنم روح رفته است،
الیاف کهنه کفنم درد می کند.

آن گر یه های آسمان در آن شب سیاه
جامانده روی پیرهنم، درد می کند.
در انزوا می خزم و قلب نازکت،
از داغ منزوی شدنم درد می کند.



حسن سلمانی
+ ثبت شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:52  توسط به سوی فردا  |