موضوع : برگ دعا
این جا هوا بدون تو دم می کندمدام روحم هوای غصه و غم می کند مدام
آلوده شد فضای دلم،سینه سرفه ها از این فضای مملو سم می کند مدام
بهر شفای سینه ی من،دختری صبور برگ دعاست ،که دم می کند مدام
برق نگاه خسته ی او دیده ی مرا.. هر شب زفرط گریه چو یم می کندمدام
آن قامت لطیف پر از سادگی و نور تاب و توان برون ز دلم می کند مدام
بهر شفای سینه ی من،دختری صبور برگ دعاست ،که دم می کند مدام
برق نگاه خسته ی او دیده ی مرا.. هر شب زفرط گریه چو یم می کندمدام
آن قامت لطیف پر از سادگی و نور تاب و توان برون ز دلم می کند مدام
حسن سلمانی
بهاران 83
قم
+
ثبت شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 22:5 توسط به سوی فردا
|
