شبم در انتظار پاسخ این سوال می گذرد
که تا به کی احوال من بر این روال می گذرد
خراب وخسته ز خویشم، کسی چه می داند
که روزگارِ دلم در چه حال می گذرد
کجا تو کوچ کرده ای که بی رویت....
تمام روز وشبم در ملال می گذرد؟
زمان عبور می کند از کوچه های ویرانم
وفرصتِ عمرم به قیل وقال می گذرد
دلم به قصه ی وصلت نظاره می کند و...
چو عابری از کوچه ی محال می گذرد
خیال بودن من با تو پر زد و رفت
همیشه، لحظه ی من در خیال می گذرد
بیا و بر دِل پژمان دوباره رحمی کن
ببین که باد خزانی بر این نهال می گذرد
حسن سلمانی
سال 82
